به امید دل بستم
عمومی،رمان عاشقانه
در پس دورنمای بی رحم یک بیمارستان،من به پسرکی بازیگوش با چشمهایی به رنگ خورشید دل بستم که در آن ویرانه تنها دلخوشی ام شد.همین موجب شد زمانی که مقابل چشمهای من جان خود را گرفت روحم متلاشی شود.ازآن روز سوگند خوردم دیگر به هیچکس دل نبندم.به جز سه نفر از دوست هایم: سونی،نئو،کور.گروهی از بچه های سرکش که مرگ را انتظار میکشیدند."سونی" با همان یک ریه ای که دارد هوای آزادی را به داخل ریه هایش میکشد و ما را رهبری میکند."نئو"،نویسنده بد اخلاق روی صندلی چرخدار،تمام کارهای مهمی که تا به امروز کرده ایم،از دزدی گرفته تا ترساندن پرستارمان را ثبت و ضبط میکند."کور" خوش قیافه گروه با بدنی ماهیچه ای،غول مهربانی است که قلبش دارد از کار می افتد.پیش از اینکه مرگ ناگزیر ما را از پای در بیاورد،من و دزدهایم آخرین سرقت خود را برنامه ریزی میکنیم.فراری بزرگ که ما را از شر والدین بد دهان،فقدانی کمرشکن و واقعیت بیماری هایمان خلاص میکند.اما روزی که یک نفر دیگر از آن در داخل می آید چه میشود؟! دخترکی که به مهمانی ما پیوسته و با لبخند شیطنت آمیزش من را از حرف زدن عاجز میکند و...
| ناشر:داهی | نویسنده:لنکالی | مترجم:پگاه فرهنگ مهر | قطع و جلد کتاب:رقعی،شومیز | تعداد صفحه: 520 | شابک: 9786229013748 |
شما هم درباره این کالا دیدگاه ثبت کنید